تبليغاتX
و اینچنین نیز نخواهد ماند
مرثیه ای برای آن کس که خواست انسان باشد
روزی که پدر شدم

احساس عجیبی است - صدایی لرزان از پشت گوشی می گوید: بابک جواب مثبته

و همانجا دوست داری از خوشحالی دور زمین بدوی - خنده های عجیبی میکنی و از ته دل دوست داری این اتفاق جدید را .

و هر روز به این موجود ناشناخته کوچک نزدیک میشوی و هر روز حس می کنی که بزرگ شدی.

بچه که بودم همیشه فکر میکردم بابا ها همیشه سبیل دارند و شکمشان گنده است و کمی اخمو هستند مثل بابام و عمو محمود و حالا میبینم که خودم یک پدرم - پس من میشوم یک پدر کوچک -

لمس کودک از روی پوست شکم سیمین به قدری لذت بخش است که آن را با هیچ چیز عوض نمیکنم و حالا سیمین دو ضربان قلب دارد که هر دوی آنها زیبا و دوست داشتنی است و داشتن این همه چیز خوب یعنی من آدم خوشبختی هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 23:52  توسط بابک آب برین  | 

عکاسی مدل

2

 

1

با تشکر از عرشیا هخامنش عزیز که من را تحمل کرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 10:4  توسط بابک آب برین  | 

نقالی - پرده خوانی - منقب خوانی

1

2

لقبش حاج حسین ربنا ست - وقتی مدح علی را میخواند زمین تئاتر شهر میلرزد - او ۸۵ سال سن دارد ولی طنین صدایش لرزه بر اندام می اندازد .

3

4

مرشد میرزا علی - نسل در نسل و پشت به پشت تعزیه خوان بوده اند- در عین جوانی بسیار مسلط و زیبا پرده خوانی میکند - افتخار میکند که از زمانی که چشم باز کرده است در مجلس تعزیه نقش بازی میکرده .

6

حاج رضا دولابی -جزو اولین بانیان ترنا بازی در ایران - مرام و مسلکش دقیقا به دهه ۴۰ بر میگردد - او در روز ۱۹ ماه رمضان با برپایی هین مراسم و گلریزان دویست زندانی را آزاد کرد -

5

و دوست عزیزم مجید رحمتی - نقالی توانمند - بازیگری توانمند - شبیه خوانی توانمند و دوستی بسیار خوب که مرا به این مجلس زیبا دعوت کرد تا بتوانم مجموعه عکس کاملی را از انسانهایی جمع کنم که با وجود زندگی ماشینی تفکرات زیبایشان به هیچ وجه تغییر نکرده است .

ترنا بازی تجربه خوبی بود برایم که یاد بگیرم هنوز هم آدمهایی هستند که حاضرند برای دوست جان بدهند و مردانگی و حرمت را فراموش نکرده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 12:46  توسط بابک آب برین  | 

کاش این بغض می ترکید

شاید اونقدر سن و سالی نداشته باشم که ادعا کنم همی چیز از جنگ یادمه ولی این قدر یادم هست که هنوز وقتی میرم توی سینما و فیلم ژانر دفاع مقدس میبینم یه تکونی میخورم - و حالا به جرات میتونم بگم " فرزند خاک " جزو معدود فیلمهایی است با ژانر جنگ که همه چیزش متفاوته - این دومین باری بود که واقعا نزدیک بود از زور بغض خفه بشم بار اول سر نمایش "مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین " کاری از بهرام بیضایی بود که چیزی نمانده بود .

بازی بی نظیر مهتاب نصیر پور - داستان بسیار سر راست با زاویه دیدی عجیب - فیلمبرداری خیلی خوب - موسیقی بجا - حقیقت بازی تمام نقشها - و کلی زیر مجموعه های دیگر باعث شده تا به نظر من " فرزند خاک " هم به جرگه فیلمهای ماندگار دفاع مقدس بپیونده - و بتونه تا سالها دهان به دهان نامش رو سر زبونها بگذاره .

 1

2

3

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 9:48  توسط بابک آب برین  | 

مرشد ترابی

1

2

3

4

او یک نقال معمولی نیست - واقعا میتواند ادم را سحر کند - مرشد ترابی درچندین کشور دنیا تا بحال اجرای نقالی کرده - خودش میگوید در مجلس سهراب کشی یک بار خنجر را به پهلوی خود زده است -

زندگی او پرده ای است که آن را می خواند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 10:57  توسط بابک آب برین  |